نرخ مشارکت زنان در اشتغال کشور ۱۸ درصد است «زن و هویت مشهد» | بخش چهارم: فروغ آذرخشی؛ بانویی که چراغ اولین مدرسه دخترانه مشهد را روشن کرد رقابت ۲  بدمینتون باز  خراسان رضوی در مسابقات انتخابی تیم‌های ملی بدمینتون بانوان ایجاد بیش از ۱۱۸۰ فرصت شغلی برای زنان سرپرست خانوار در خراسان رضوی دوقلوزایی و تعیین جنسیت جنین؛ از تبلیغات تا واقعیت‌های علمی سرطان تخمدان، یک بیماری زنانه با کمترین میزان شیوع و بیشترین میزان مرگ و میر ! ناکامی تیم ملی هندبال زیر ۱۶ سال ایران برابر میزبان مسابقات آسیایی ثبت بیش از ۴۳ هزار مورد واقعه ازدواج در اصفهان در سال ۱۴۰۴ فاصله کوتاه سپاهان با قهرمانی در لیگ برتر هندبال| ۲ هفته پایانی لیگ برتر بانوان برگزار می‌شود برگزاری یک دوره مسابقات اوپن بانوان در مشهد| مهشید اشتری و یکتا ادیبیان، ملی پوشان خراسانی تنیس روی میز هستند جزئیاتی از شرایط تیم ملی والیبال زنان و اردوی آماده سازی این تیم چه تعداد کودک در خراسان شمالی مشمول طرح یسنا شدند؟ همسر شهید جمهور: حضور خانوادگی در اجتماعات حماسی شبانه، اهمیت زیادی دارد «زن و هویت مشهد» | بخش سوم: فاطمه طوسی؛ بانوی خراسانی که در دربار مغولان از حریم رضوی پاسداری کرد
سرخط خبرها
«زن و هویت مشهد» | بخش چهارم: فروغ آذرخشی؛ بانویی که چراغ اولین مدرسه دخترانه مشهد را روشن کرد

«زن و هویت مشهد» | بخش چهارم: فروغ آذرخشی؛ بانویی که چراغ اولین مدرسه دخترانه مشهد را روشن کرد

  • کد خبر: ۴۱۴۱۹۴
  • ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۲
هنگامی که مشهد درس‌خواندن دختران را نمی‌پذیرفت، فروغ آذرخشی اولین مدرسه دخترانه را در خانه‌اش تأسیس کرد و از آن پاسداری کرد تا چراغ دانش خاموش نشود.

به گزارش شهرآرانیوز؛ در روزگاری که درس‌خواندن دختران را گناه می‌دانستند و به معلمان زن آب دهان می‌انداختند، «فروغ آذرخشی» از خاندان قاجار و نوادگان فتحعلی‌شاه، فارغ از رفاه و امنیت، به میدان آمد. او حوالی یک قرن پیش، نخستین مدرسۀ دخترانۀ مشهد را در خانۀ شخصی‌اش بنا نهاد. سنگ بنایی که ۱۲ سال پس از آغاز نخستین مدرسۀ دخترانه در تهران در مشهد گذاشته شد و حالا میراث او، هنوز در نام همان کوچۀ قدیمی زنده است.

«زن و هویت مشهد» | بخش چهارم: فروغ آذرخشی؛ بانویی که چراغ اولین مدرسه دخترانه مشهد را روشن کرد

شهر مشهد در تب‌وتاب تحول بود و زمزمه‌های مشروطیت کم‌کم جامعه را به دو نیم کرده بود و راهی نو پیش پایش می‌گذاشت. اما در این گیرودار، شمار زنان و دخترانی که از ابتدایی‌ترین حقوق، مثل خواندن و نوشتن، محروم بودند، کم نبود. در چنین بستری، بانویی از تبار قاجار، «فروغ‌السلطنه آذرخشی»، دل از وابستگی‌های اشرافی برید و راهی دشوار را برگزید، راهی که با روشن کردن چراغ دانایی در ذهن دختران این شهر پیوند خورده بود.

نخستین گام را در خانه‌اش برداشت. حوالی یک قرن پیش، اولین مدرسه دخترانه مشهد با همت او در دل کوچه‌های خیابان سرشور، کوچۀ مسجد نظریافته (سهله) جان گرفت. این شروع کار بود، شروعی که ۱۲ سال پس از به‌صدا درآمدن زنگ نخستین مدرسۀ دخترانه در تهران به بار نشست. با این حال، جهان مردسالار، پیش‌فرض‌هایش را به مدرسه او تحمیل نمی‌کرد.

تقدیر، تقدیر دشواری بود. برپایی مدرسه‌ای برای دختران در مشهدِ آن روزگار، تنها یک اقدام آموزشی نبود، بلکه عبور از میان خروش‌ها و آشوب‌ها بود. باور‌های کهنه و تردید‌هایی که عمیقاً در جان شهر رسوخ کرده بود، هر روز در قامت مخالفانی تازه و فتنه‌هایی نو رخ می‌نمود. جامعه سنتی، تحصیل را تنها مخصوص پسران می‌پنداشت. فشار‌ها تا بدانجا پیش رفت که بر اساس پژوهش‌ها و منابع مکتوب منتشرشده، فروغ و همراهانش، خود، مسلح به سلاح، شبانه‌روز از مدرسه محافظت می‌کردند تا چراغش خاموش نشود. می‌گفتند درس‌خواندن دختران حرام است و بر سر راه معلمان زن آب دهان می‌انداختند.

اما فروغ آذرخشی، هوشمندتر از آن بود که تنها بماند. او که خود بانویی مذهبی بود، پای درس اخلاق و دیانت را هم به کلاس‌هایش باز کرد. در مدرسه‌ی او، تعلیم با تربیت گره خورده بود؛ از نماز و روزه و بلوغ دینی گرفته تا متانت، راستی و درستی رفتار.

همین پیشرویِ آگاهانه، دیوار بی‌اعتمادی جامعه را اندک‌اندک ترک داد، اما تیر خلاص را فروغ با یک حرکت سیاسی-فرهنگی زد. او بی‌سروصدا به سراغ همسرانِ علمای طراز اول شهر رفت. بانو در آن گفت‌و‌گو‌های روشنگرانه، از ضرورت و مزیت‌های تحصیل دختران گفت و چنان بر دل آنان نشست که آن زنان، رأی شوهرانشان را برگرداندند. اینگونه با فتوای مجاز شدن تحصیل دختران بود که فروغ توانست بر سرنوشت هزاران زن و دختر پس از خود اثر بگذارد.

پس از تأیید علما، مدرسه‌ی فروغ از دو کلاس و پنج دانش‌آموز، به دبستانی پنج‌کلاسه با صد دانش‌آموز تبدیل شد، اما دریغ از حتی یک ریال بودجه از هیچ سازمان یا اداره‌ای. با این حال، درخت زحمات او همچنان می‌رویید و میوه می‌داد. شعله‌ای که او برافروخت، چراغ‌های بسیار در پی داشت و راه برای دختران بسیاری که بعد‌ها پزشک، معلم و کنشگر شدند، گشوده شد. کار او تنها به یک مدرسه در تاریخ و هویت مشهد محدود نماند و دومین مدرسه‌اش سال‌ها با نام «فرزانگان» پذیرای دختران مشهدی بود و دبیرستانی دیگر نیز بنا نهاد که امروز با عنوان اداره کل آموزش استثنایی تابلو خورده است.

حتی سال‌ها بعد، در مهر ۱۳۱۶، وقتی زمزمه‌های تشکیل انجمنی برای حمایت از مادران و کودکان بی‌بضاعت در شهر پیچید، باز هم نام فروغ آذرخشی در میان ۱۵ بانوی دعوت‌شده بود و بلافاصله ریاست این انجمن را بر عهده گرفت. گویی هر جا سخن از گشودن گرهی از کار فروبستۀ زنان و کودکان مشهد بود، او بی‌ادعا و استوار پیشقدم می‌شد.

فروغ‌السلطنه که از خاندان قاجار بود و می‌توانست تا ابد در رفاه زندگی کند، راهی دیگر برگزید. او سرانجام در ۱۹ دی ۱۳۵۷، درست در همان ماه‌هایی که زنان شهرش به تبعیت از راهی که او و امثال او گشوده بودند، به خیابان‌ها آمدند و تاریخ را تکان دادند، چشم از جهان فروبست. پیکرش را بنابر وصیتش در حرم امام رضا (ع) به خاک سپردند. امروز، اگر گذرتان به همان کوچه در خیابان سرشور بیفتد، هنوز نام «فروغ» بر تارک آن می‌درخشد. گویی شهر، خاموش و آرام، دین خود را به او ادا می‌کند.

برای مطالعه بیشتر به کتاب «سرگذشت ما، فروغ زندگی»، خاطرات عزیزالملوک آذرخشی (شیبانی)، نشر نامک، ۱۳۸۷؛ مراجعه نمایید.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.